تبلیغات
موج - خاطره ای دیگر از چادری شدن
 
موج
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم ...موجیم که آسودگی ما عدم ماست
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : محسن
نویسندگان
آی دنیا !

میخواهم امروز برای اولین بار رنگ چادر خود را به رختان بکشم،

میخواهم امروز بگویم که من چقدر خوشبختم وقتی غرور را در هنگام برداشتن گامهایم در این کره خاکی لمس میکنم چون من سیاهی بر سر دارم که از سیاهی آسمان شبهای حیاط خانه هایمان برّنده تر است چه کسی جرأت دارد به حریم من نفوذ کند؟ دشمنی که در آنسوی این مرز و بوم سکنی گزیده و تلسکوپ هایش را به سمت من گرفته و بدون قدری چرت زدن صبح و شام بدنبال دزدیدن این غرور من است؟ نه،نمیگذارم!

بارها راههای مختلفی به من پیشنهاد دادی برای اینکه این سیاه را کنار بگذارم و یا در زندگی ام کم رنگش کنم،

چه روزهایی که در شک بودم برای اینکه آیا این سیاه بر سرم باشد یا نه!

حال من میدانم که زندگی ام بعد از سر کردن این سیاهی در تقابل قرار دادن مدرنیته و سنت نبود،

من میدانم که با سر کردن این سیاهی یک گام در زندگی به عقب برنداشتم چه بسا چندین گام به سوی افق برداشتم ،زیرا که هر سنتی روزی مدرن بوده و هر مدرنی روزی سنت خواهد شد شاید این سیاه سر من را مظهر دور زدن و برگشت به سوی سنتی بودن و یا عقب ماندن از زندگی مدرنیته بخوانند اما میدانم سیاهی سر من حق است و الزاما؛ برچسبی از سنت زدن بر آن، مرا از این حق دور نمیکند چرا که سنت به خودی خود بار معنایی منفی ندارد و گاهی می بینیم حق هایی که در زندگی مدرنیته پایمال میشود و همین تجدد،ما را از رسیدن به آنها محروم میکند،من نمیخواهم سنت را اصل و حق بخوانم اما میخواهم بگویم این سیاه که مظهر سنت میخوانند موجب ایستایی نیست و سنتی غلط نیست.

آری ، نه تنها سبب آزادی و امنیت زن در جامعه میشود بلکه محدودیتی است که نمیگذارد چشم هایی به گناه آلوده شوند و مانع از بهم ریختن روح و روان مردها میشود و اینگونه کاهش فساد در جامعه را میتوان دید و پیشرفت در این جامعه سیری صعودی پیدا کرده و و دشمن را بیچاره خواهد کرد.

آی دنیا !

بارها با پوشش هایی که رنگ و عمری چون گل های اطلسی و بو و محدوده زمانیِ خاصی چون شب بو ها را دارند قصد فریبم را داشتی اما میخواهم این بار صدایم را به تمام دنیا برسانم و بگویم که تمام این رنگ ها در مقابل رنگِ سیاه من رنگ باختند،

آی دنیا!

به آنان که در آنسوی این مرز و بوم اند بگو ؛گوشهایتان را تیز کنید این خیال خام را از ذهنتان بیرون کنید چندیست که شک بودن یا نبودن این سیاه بر سرم ،در من به پایان رسیده است، چندی ست که من اعتقادم را در خاک ایمانِ به این سیاه محکم کرده ام!

آی دنیا

بدان و به آنان که نمیدانند بگو تا بدانند به راحتی این غرور زیبا که پرتو سیاهرنگ آن تمام افتخارم است را بدست نیاورده ام که به سادگی و با وزیدن بادی چون برگ پاییزی از دست بدهم.


ای سیاهِ سرم!

ای هم رنگ کعبه!

از هردریچه ای که مینگرم تو را چیزی غیر از ناموسی ارزشمند برای خود نمیابم.

تو خوش رنگ تر و ماندگار تر از همه ی اطلسی های دنیا و خوش بو تر از همه شب بوهای دنیایی،چون این رنگ و بو از یک روزنه بر من جاریست آن هم رنگ و بوی زهرایِ(س) خدا...

متن ارسالی توسط خورشید به وبلاگ من و چادرم خاطره ها



نوع مطلب :
برچسب ها : چادر، چادری دختر چادری، حجاب،





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی